۱۳۹۰ خرداد ۲۴, سه‌شنبه

نگاهی به داستان رسوایی

خودکرده را تدبیر نیست

نگاهی به داستان رسوایی
داستانی از آنتون پاولوویچ چخوف
قاسم قاموس


رسوایی داستان ساده­ای است با پرداخت ساده و بدون هرگونه پیچید­گی. در واقع بیشتر داستانهای چخوف اینگونه است. یک ماجرای ساده تبدیل به یک داستان می­شود. و این از مهارت­های چخوف است. اگر کل ماجرای داستان را در نظر بگیریم چیزی یک رسوایی، بیشتر نیست. و این چیزی نیست جز یک رسوایی خود ساخته.
اینگونه است، کل داستان روی این موضوع می­چرخد. آهین­یوف، شخصیت اصلی داستان در شب عروسی دخترش بعد از آن ماجرای عاشقانه­ی واقعی و یا غیرواقعی، برای جلوگیری از رسوایی اش و خلاصی از دست وانکین، می­خواهد عمل پیشگیرانه­ی انجام داده تا چنین اتفاقی نیفتد. اما در پایان داستان می­بینیم که این اتفاق افتاده است.
چه کسی این رسوایی را به بار آورده است؟ این پرسشی است که همزمان برای آهین­یوف و خواننده مطرح می­گردد. یگانه متهم در اینجا وانکین است. کسی که بار نخست، آهین­یوف را متهم به داشتن رابطه دوستانه عشقی با مارفای آشپز کرد. این زمانی است که همه از وجود چنین رابطه­ای آگاه شده اند. حتا زن آهین­یوف.
آهین­یوف سراغ وانکین می­رود و خواننده هم او را در این رفتن همراهی می­کند تا شاهد برخورد تند و دور از انتظار او با وانکین باشد. اما زمانی که وانکین سوگند یاد می­کند که کار او نیست، آهین­یوف باز هم دنبال متهم دیگری است. کسی که این رسوایی را به بار آورده است. او هنوز عیب را در وجود دیگران می­جوید. بدون توجه به این که این نقیصه در خود اوست و این رسوایی را خود به بار آورده است.
داستان از این نگاه­، ِروایت ساده و بی­تکلفی دارد. اما تم اصلی این داستان و بیشتر داستانهای چخوف، در نوع ِروایت و شیوه­ی بیان او است، آنچه در داستانهای مدرن وجود دارد. و این نزدیکی داستانهای او را با داستان نویسی امروز هم نشان می­دهد. با اینکه او از زمره­ی داستانهای نویسان مدرن به شمار نیامده است. اما ما داستانهای او را همسو با داستانهای مدرن می­یابیم.
فضا و شخصیت­هایی که در این داستان آمده است، بجا و ماهرانه استفاده شده است. به ویژه شخصیت و موقعیت اجتماعی آهین­یوف، شخصیت اصلی داستان که استاد تاریخ و جغرافیا است. چرا که برای فردی با این موقعیت اجتماعی، هیچ چیزی بدتر از رسوایی این­چنینی نیست. چرا که او استاد تاریخ است و بی­شک این رسوایی، چه واقعی و چه غیر واقعی در کارنامه­ی او ثبت می­گردد. و این چیزی است که شخصیت و موقعیت استادی با این با این ویژه­گی­ها بر نمی­تابد. شاید اگر آهین­یوف موقعیت دیگری غیر از استادی می­داشت، نفس این رسوایی تا این اندازه برایش مهم نبود.
این وضعیت در دنیای سیاستمداران هم حاکم است. اگر گه­گاهی خبری از رابطه عاشقانه­ی و جنسی یکی از مقام­های دولتی کشورها تیتر اصلی رسانه­ها می­شود و تا مدتها برسر زبانها می­ماند، به این خاطر است. در حالی­که در زندگی عادی آدمها و آدمهای عادی از اینگونه داستانها هر روزه اتفاق می­افتد و هیچگاه تبدیل به داستانی نمی­شود.   
از اینکه بگذریم، رسوایی، داستانی است که در زندگی واقعی کسانی هم پیش آمده است. اینجا البته رسوایی از نوع عاشقانه آن مطرح نیست چرا که رسوایی می­تواند در هر زمینه­ی پیش آید که عامل آن خود فرد بوده است. در حالی­که همه تلاش فرد، پیشگیری از رسوایی بوده است. اما در غایت، این اتفاق افتاده است و رسوایی به بار آمده است.
داستان در واقع نشان دادن زندگی واقعی آدمها است که چگونه می­تواند یک موضوع کوچک، یک کنش اشتباه و یک عمل انجام نشده و یا تنها یک سوءتفاهم، یک رسوایی بزرگ به بار آورده و این زندگی را تا آستانه فروپاشی پیش ببرد.    

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر