۱۳۹۰ خرداد ۱۹, پنجشنبه

در گذشتن از عشق مردان  

نگاهی به داستان عشق در بازار
داستانی از یی یون لی


گاه داستانی با یک بار خواندن گپی زیادی برای گفتن دارد. آدم داستان را بخوبی می­گیرد. فرقی نمی­کند داستان از چند کلمه ساخته شده باشد. مهم این است که داستان در درون­اش چیزی برای کشف دارد. کار منتقد کشف است. اما زمانی که در داستانی چیزی برای کشف نیست این حس به آدم دست می­دهد که نقد کار غیر منتقد نیست. پس همان بهتر که نقد داستان را به منتقد داستان واگذاریم و وارد این محدوده نشویم.
عشق در بازار می­تواند یکی از این داستانها باشد. این داستان چه چیزی می­تواند برای کشف داشته باشد. این داستان ماکسی مال با تمام حجم آن سیر طولی داشته است. یعنی داستان در طول حرکت کرده است و عریض نیست. داستان همانطور که به پیش می­رود بدنه آن به جایی گیر نمی­کند که به عرض کشیده شود. این کشیده نشدن به عرض، داستان را طولانی کرده است.    
شاید این پرسش مطرح گردد که پس این داستان چرا برای نقد انتخاب شده است؟ پاسخ این پرسش در موفقیت داستان های نویسنده است. برای نخستین بار داستانی از یک نویسنده چینی انتخاب شده است. داستان واقعیت جامعه­ی نویسنده آن است. به این خاطر داستان واقعیتی را پیش روی خواننده می­گذارد که متعلق به جامعه نویسنده است.
عشق در بازار، عشق از دست رفته­ی دختری است که زمانی عشق­اش را پیش­کشی دیگری کرده است. سانسان، در واقع این پیر دختر روزی عشق­اش را برای دیگری واگذار کرده است. به همین خاطر با وضعیت پیش آمده ساخته است. چرا که عامل این وضعیت پیش آمده خود اوست. در گذشتن از عشق مردان روی دیگر این وضعیت پیش آمده است. این شاید عنوان مناسبی برای کنش سانسان نباشد وقتی به خودآگاه او مراجعه می­کنیم. اما پیشامد این وضعیت ناشی از کنش ناخودآگاه سانسان بوده است.
عشق در بازار، بازتاب باورداشتهای شرقی هم است. این باورداشتها در غرب دیگر جذابیتی خاصی دارد. چیزی که مدتهاست موضوع حل شده­ی در غرب است. رابطه دختر پیش از ازدواج یکی از این موضوع هاست که تفاوت باورهای فرهنگ شرق و غرب را نشان می­دهد.
مرد ماجراجوی پایان داستان می­تواند توو باشد. و می­تواند نباشد. چرا که نویسنده هیچ نشانی­ی از توو در این زمینه نداده است. توو، این موجود ناسپاس، عشق درگذشته سانسان است. کسی که وقتی پایش به امریکا می­رسد عشق گذشته سانسان می­شود. مین، ملکه­ی عشق توو می­شود زماانی که سانسان ناخواسته از آن گذشته است. اما توو آگاهانه از این عشق گذشته است. حالا دستیابی به توو، جذابیتی برای سانسان ندارد. چرا که نه توو و نه سانسان، دیگر شور عشق گذشته را ندارند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر