۱۳۹۰ خرداد ۸, یکشنبه

نقد داستان ملاقات با دختر صد در صد دلخواه در یک صبح زیبای بهاری

عشق از نوع شرقی

نگاهی به داستان ملاقات با دختر صد در صد دلخواه در یک روز صبح زیبای بهاری
داستانی از هاروکی موراکامی


آغاری ساده، بدون هرگونه پیچیدگی در ادامه، این از مشخصه این داستان است. نثر روان و زبان بدون تکلف، به این سادگی افزوده است. اما این به این معنی نیست که با داستان ساده و فاقد ویژه گی های یک داستان خوب رو به رو باشیم.
روز حسابی برای کانگوروها، داستان دیگری از موراکامی هم از یک چنین مشخصه هایی برخوردار است. این داستان کوتاه موراکامی، ما را بیشتر با نثر و زبان او آشنا می سازد.
منتقدان ادبی گفته اند، ادبیات جاپان، معمولا جمله‌بندی‌های ساده‌ای دارد. ولی دنیایی پیچیده و پر مفهوم، پشت این نثر ساده پنهان شده است.
این دو داستان موراکامی هم از یک چنین ویژگی هایی برخوردار است. می توان ادبیات داستانی جاپان را در اینجا در این دو داستان موراکامی بازخوانی کرد.
عشق جوانی، در گذر زمان به فراموشی سپرده شده است. این شاید گپ اصلی ملاقات با دختر صد در صد دلخواه در یک روز صبح زیبای بهاری باشد. زمانی که چهارده سال می گذرد عشق، دیگر فروکش کرده است. این زمانی است که دختر و پسر از کنار هم می گذرند اما دیگر کشش سالهای گذشته در میان نیست.
ملاقات با دختر صد در صد دلخواه در یک روز صبح زیبای بهاری، در نگاه نخست، روایت ساده این شکلی از عشق در قالب داستان است که در هر جغرافیایی می تواند اتفاق بیفتد. اما نه، این از مشخصه های روحی انسان شرقی است. مسلما عشق و عاشق شدن در غرب اینگونه نیست. اگر هم است به این غلظت و پیچیدگی نیست.
موضوع این داستان، منحصر به فرد و ناب نیست، اما نوع پرداخت آن در گونه داستان پست مدرن، از آن داستانی زیبا ساخته  است. ملاقات با دختر صد در صد دلخواه در یک روز صبح زیبای بهاری، موضوع خارق العاده ی نیست اما داستان خارق العاده و خوبی از کار درآمده است که تا مدتها با آدم می ماند.
در زندگی مان مواردی از اینگونه داستانهای واقعی را تجربه کرده ایم. به همین خاطر وقتی این داستان را می خوانیم به نوعی خودمان را در گذشته ها می خوانیم.   
راوی مرد ملاقات با دختر صد در صد دلخواه در یک روز صبح زیبای بهاری، در واقع به دنبال نیمه ی دیگر گمشمده خود اش است. و از همان آغاز داستان می بینیم که این نیمه ی دیگر گمشده اش را تا جایی، یافته است. این می تواند نوعی طنز هم باشد. چرا که کمتر اتفاق افتاده است که کسی نیمه واقعی گمشده اش را باز یافته است. و این به راستی مشکل است. و حتا غم انگیز. این چیزی است که راوی داستان هم می گوید: "داستان غم انگیزی بود، نه؟" اینگونه قضاوت در مورد داستان، تنها در داستان پست مدرن پذیرفتنی است که از مشخصه ی آن به شمار آمده است.
این البته اظهار نظر سریع و مستقیم در مورد داستان است. اما کاری نمی شود کرد چرا که داستان پست مدرن، اینگونه پایانی برای آن در نظر گرفته شده است. با اینکه این پایانی خوبی برای یک داستان نیست. اما اینگونه است، این واقعیت داستان پست مدرن است. حتا داستانی به زیبایی ملاقات با دختر صد در صد دلخواه در یک روز صبح زیبای بهاری، وقتی پایانی این چنینی دارد، در غایت، از این زیبایی کاسته است.  این جمله پایانی می توانست نباشد. اما در آن صورت، به مشخصه پست مدرن داستان لطمه نمی زد؟      

در بعضی از برگردان های فارسی این داستان، به جای بهار، اپریل (آوریل) آمده است که همان دهه دوم به بعد ماه حمل می شود.
بهار در جاپان از منزلتی خاصی برخوردار است. اما این بهار با رایحه شکوفه های گیلاس هم همراه است که در هایکوی جاپانی به خوبی بازتاب یافته است. اما نمی دانم در ملاقات با دختر صد در صد دلخواه در یک روز صبح زیبای بهاری، از رایحه ی شکوفه های گیلاس چرا اثری نیست. اگر اینگونه می بود شاید به زیبایی آن می افزود.

زاویه دید  
داستان با زاویه دید اول شخص شروع می شود، در ادامه، سوم شخص می شود و با اول شخص پایان می یابد. این تغییر زاویه دید هم، پیچیده و مغلق نیست. به خوبی جا افتاده است و از نگاه مخاطب، پذیرفته شده است. اصولا نوع پرداخت این داستان و داستان دیگر موراکامی، "روز حسابی برای کانگوروها"، دوری از هرگونه پیچیدگی در نثر و زبان بوده است.
ملاقات با دختر صد در صد دلخواه در یک روز صبح زیبای بهاری، موضوع به ظاهر ساده ی را داستان زیبا و ماندگاری ساخته است. بدون شک، این داستان یکی از داستانهای کوتاه موراکامی است که مخاطبان زیادی را به خواندن چند باره آن وا می دارد. این از ویژگی های نوع پرداخت این داستان به شمار می آید.    

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر